مطمئنا این عبارت کلیدی را شنیده اید که ((شاد بودن یک انتخاب است)) اما چه کسی باید این موضوع را انتخاب کند؟ قطعا خود شما!

برخی افراد چنین انتخابی دارند، ولی برخی دیگر بر این باورند شاد بودن کار بسیار دشواری است! به هر حال برطبق مطالعات شاد بودن و داشتن حالات احساسی خوب که محققان آن را انرژی و احساس مثبت می دانند، فرایندی است که خود افراد می توانند آن را انتخاب کرده، بر روی آن کار کنند و این انرژی و احساس مثبت را در خود افزایش دهند.

برای شروع کار باید این انتخاب صورت بگیرد و سپس تقویت شود. دکتر اِمی تِلسی، یکی از روان شناسان نیویورک، می گوید: (( تنها کافی است شاد بودن در شما اتفاق بیفتد.)) پس از این انتخاب هم شما صرفا باید ذهنتان را به این مقوله عادت بدهید و کارهایی را انجام دهید که این احساس را در شما تقویت کنند تا ببینید که لحظات شاد در انتظار شما هستند؛ پس یادتان باشد شاد بودن و لذت بردن مهارت هایی اکتسابی هستند.

متاسفانه بسیاری از افراد به دنبال بهانه هایی می گردند تا شاد بودن را از خود دور کنند:

۱ – من پولدار نیستم یا من سمت شغلی بالایی ندارم

برخی افراد به اشتباه تصور می کنند تنها با داشتن ثروت زیاد یا سمت شغلی بالا می توانند لحظات شادی را برای خود رقم بزنند. این افراد همان هایی هستند که گاهی در زندگی اهدافی را برای خود انتخاب می کنند که رسیدن به آن ها دشوار است و به همین دلیل وقتی به آن ها نمی رسند، سرخورده می شوند و شاد بودن را برای همیشه از خود دریغ می کنند. دکتر تِلسی می گوید: ((هنگامی که شما میزان شاد بودن خود را بر طبق توانایی مالی و موفقیت شغلی تان می سنجید، محکوم به شکست هستید.)) یعنی شاد بودن مهارتی است که افراد با هر نوع موفقیت شغلی و هر میزان درآمدی می توانند آن را کسب کنند. او همچنین می گوید: ((احساس نارضایتی در افراد اغلب هنگامی رخ می دهد که توقعشان با شرایط فعلی زندگی شان هماهنگ نیست.)) بنابراین هرگز شاد بودن و لذت بردنتان را به موفقیت مالی و شغلی دلخواهتان وابسته نکنید؛ چون حتی اگر به موقعیت مالی و شغلی دلخواه خود برسید هم هیچ ضمانتی وجود ندارد که برای همیشه یک فرد شاد باشید. دکتر دَنیِل گیلبرت، استاد دانشگاه هاروارد و ناشر کتاب ((سُر خوردن در شادی))، بر طبق تحقیقاتش می گوید: (( گروهی از استادیاران دانشگاه را می شناختم که دائما به دنبال کسب درجه ((استاد تمام)) بودند. آن ها فکر می کردند که اگر این سمت را به دست بیاورند، برای همیشه به یک انسان شاد تبدیل خواهند شد. سال بعد این اتفاق افتاد و آن ها توانستند به درجه استاد تمامی برسند؛ اما پس از مدت کوتاهی آن احساس رضایتی که فکر می کردند دائمی خواهد بود، در آن ها از بین رفت.))

۲ – من تجربیات ناگواری در زندگی داشته ام، دیگر نمی توانم به شاد بودن فکر کنم

بسیاری از افراد باورشان این است که به نوعی با احساسات منفی که حاصل اتفاقات ناگوار زندگی شان بوده است، اخت گرفته اند و دیگر نمی توانند به روزهای شاد برگردند و جالب اینکه با یادآوری خاطرات تلخ گذشته شان احساس آرامش می کنند و بنابراین دیگر به سراغ شاد بودن و لذت بردن نمی روند.

دکتر ادوارد دینر، استاد دانشگاه ویرجینیا و یکی از محققان حوزه مثبت اندیشی می گوید: (( فرد موفق کسی است که اتفاقات تلخ و ناگوار زندگی اش را بپذیرد و با آن کنار بیاید.)) این افراد باید بدانند همانطور که بخشی از زندگی شان از اتفاقات ناگوار تشکیل شده، بخش دیگر سراسر شادی و مملو از اتفاقات خوشایند است.

دکتر تلسی در ادامه می گوید: (( شما نمی توانید کنترلی بر روی اتفاقات ناگواری که در زندگی پیش می آید، داشته باشید؛ پس اگر به خودتان بقبولانید که باید اتفاقات ناگوار را به طور منطقی بپذیرید و با آن ها کنار بیایید، تمام احساسات منفی آن ها به یک باره از بین می روند.)) شما نباید به سادگی لحظات شادی را که می توانند در انتظار شما باشند، از دست بدهید؛ چون می توانید با پذیرش اندوه های زندگی، گامی به سوی یافتن شادی ها بردارید.

۳ – من ژنتیکی شاد نیستم

بسیاری از افراد خود را این گونه متقاعد می کنند که در خانواده هایی رشد کرده اند که اعضای خانواده شان افراد شادی نبوده اند و ژن شاد بودن را ندارند. درست است که ژنتیک در بسیاری از حالات احساسی فرد موثر است، اما نمی توان آن را عامل اصلی در نظر گرفت. بنابر مطالعاتی که در سال ۲۰۱۵ صورت گرفت، عنوان شد که تنها ۴۰ درصد از حالات روحی افراد به ژنتیک آن ها برمی گردد و ۶۰ درصد باقی مانده را خود فرد می تواند برای خودش ایجاد کند؛ یعنی به نوعی قادر است آن را انتخاب کند.

1+

پاسخ دادن