آموزش والدین دارای کودکی با ناتوانی رفتاری چیست؟

    0
    45 views

    نقش والدین به عنوان متحول کنندگان اساسی زندگی فرزندشان نه یک داستان و نه مقوله ی حیرت آور است. در سراسر زندگی آدمی، والدین به عنوان مراقبان، آموزش دهنگان، برنامه ریزان، مدیران و خانواده به مثابه نخستین نهاد اجتماعی برای فرزند خویش محسوب شده اند. یکی از نخستین موارد درمانی درباره مداخله های درمانی با کودکی در اواخر قرن اخیر به ثبت رسیده است. پسر بچه پنج ساله ای که تحت درمان فروید قرار گرفت. فوبیا هانس کوچولو با توجه به تاریخچه خانوادگی او شکل گرفته بود. با بررسی این مورد درمانی مشهور، ارزش جایگاه خانواده درمانی بیشتر روشن می گردد. فروید، هانس کوچولو را مستقیما درمان نکرد، بلکه به پدر او آموخت که چگونه ترس فرزندش را مرتفع سازد. این مورد درمانی سر لوحه بسیاری از الگوها و مداخله های درمانی دیگری قرار گرفت؛ به گونه ای که این تغییرات مثبت درمانی را باید در چارچوب رابطه والد-کودک جستجو کرد.

    در دهه ۱۹۶۰ میلادی ما شاهد شکل گیری الگوهای خانواده درمانی و آموزش والدین، اثر بخشی برای درمان کودکان دردسر ساز هستیم که به آموزش والدین یا مداخله های والدگری شهرت دارند. در طی دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، شماری از پژوهشگران به بررسی و مقایسه اثربخشی تفاوت های اساسی برنامه های آموزش والدین در کاهش تعارض های دوران کودکی پرداختند. نای نخستین پژوهش نظامند را درباره تفاوت های الگوهای آموزش والدین، انجام داد. در این تحلیل عمیق، پنج روش آموزش مادران دارای کودک مشکل آفرین، مورد بررسی قرار گرفت. روش های مذکور شامل؛ جزوه های مکتوب، سخنرانی، سخنرانی های ویدیویی، نوارهای ویدیویی به همراه آموزش ایفای نقش و موقعیت بدون درمان بودند. نتایج این مقایسه حاکی از آن بود که والدین از تمامی روش ها سود بردند. همچنین، نتایج هیچ گونه تفاوت معناداری را که ناشی از گونه گونی الگوهای آموزشی باشد، نشان نداد. آموزش والدین به مثابه روشی موثر برای مداخله محسوب می گردد، به ویژه اگر این آموزش در آغاز شکل گیری اختلال ارائه گردد.

    موفقیت های روز افزون رویکرد آموزش والدین تا دهه ۱۹۹۰ میلادی نیز ادامه یافت. پژوهش های متعدد و رشد رویکردهای کاربردی آموزش والدین، آن ها را به یار درمانگران مبدل ساخت. زاکر اظهار نمود که والدین توانایی خارق العاده ای در آموزش و به کارگیری اصول اساسی و پایه ای یادگیری شناختی-اجتماعی و تغییر رفتار دارند. از آنجایی که، رفتار درمانی بر پایه پدیده مشاهده بنا نهاده شده است، بودن هیچ گونه تردید یا مقاومتی به سرعت مورد پذیرش والدین قرار می گیرد. پژوهش ها نشان می دهند که تکالیفی که به والدین آموزش داده می شود و سبک های والدگری مستقیما بر رشد کودک تاثیر می گذارد.

    بدون تردید، تاثیر متقابل والدین بر فرزند و فرزند بر والدین بر هیچکس پوشیده نیست، از همین رو، منطقی به نظر می رسد که آموزش والدین، روش بسیار ارزشمند، چند بعدی و خلاقانه ای است که توانایی مدیریت آشفتگی های رفتاری کودکان و نوجوانان را دارد. آموزش والدین نه تنها فنون ارزشمندی را جهت تغییر و کنترل رفتارهای منفی در اختیار والدین قرار می دهد، بلکه به آن ها توانایی حل مشکلات و اعتماد به نفس لازم را در کسب مهارت های والدگری می بخشد.

    با آموزش والدین، مشاوران به ارزش آموزش و راهنمایی والدین و مدیریت رفتاری کودک از طریق آن ها پی می برند. این برنامه ها به منظور توانمند سازی والدین در جهت تغییر مثبت در زندگی فرزندانشان و الگوهای رفتاری طراحی شده اند. مداخله های والدگری به والدین می آموزد که چگونه بر روند تغییر در برنامه ریزی و مهندسی رفتار تاثیر فراوانی بگذارند و به آن ها کاربرد اصول یادگیری اجتماعی، مهارت های کنترل والدگری و کاربرد اصول ارزشمند و کاربردی چون؛ تقویت کننده ها و تغییر رفتارهای مشکل آفرین را می آموزد.

    برنامه های آموزش والدین، حاوی مطالبی پیرامون نیازهای کودک، رابطه بی همتای والد-کودک، بررسی ویژگی های ساختار خانواده و ماهیت مشکل حاضری که برای حل آن باید از راهبردهای مداخله ای خانواده درمانی بهره برد. تمامی این مداخله ها، والدین را در فرآیندهای درمانی درگیر می سازد.

    آموزش والدین، به ویژه با هدف تغییر در الگوی تعامالی تکراری و ناسالم والد-کودک که به بروز رفتارهای مشکل آفرین در کودک منجر می شود و همچنین، ارتقا سبک های مدیریت رفتارهای دردسر ساز کودکان، ایجاد شده اند. از طرفی، در برنامه های آموزش والدین، ارزیابی های دو سویه از کودک و والدین به عمل می آید و آموزه های کلامی که به غنای شیوه های ارتباطی و تعاملی والدین می افزاید، ارائه می گردد. آموزش والدین به ایجاد روابط مثبت و رفتارهای مطلوب والد-کودک منجر می گردد.

    پاسخ دادن